تبليغاتX
مهر...

مهر...

عشق وحدت رحمانيت

در سینه ات نهنگی می تپد...

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد! ...

آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ...
ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است.
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع.
این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تــَـنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش ...
***
بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار. نامنتها و بی نهایت پیشکش.
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی . این آب مانده است و بو گرفته است. و تو می دانی آب هم که بماند می گندد، آب هم که بماند لجن می بندد.
و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد!

 عرفان نظر آهاری  شنبه، 18 تیرماه 1384

 


 

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست،              بگشای لب که قند فراوانم آرزوست.

ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر،                    کان چهره مشعشع تابانم آرزوست.

بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز،                      باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست.

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو،                     آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست.

وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست،        وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست.

در دست هر کی هست ز خوبی قراضه‌هاست،    آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست.

این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا،              من ماهیم، نهنگم عمانم آرزوست.

یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم،                       دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست.

والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود،              آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست.

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت،              شیر خدا و رستم دستانم آرزوست.

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او،               آن نور روی موسی عمرانم آرزوست.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول،              آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست.

گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام،                    مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست.

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر،               کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما،                     گفت آنک یافت می‌نشود، آنم آرزوست.

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد،                    کی آن عقیق نادر ارزانم آرزوست.

پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست،            آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز،             از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست.

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد،                 کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست.

یک دست جام باده و یک دست جعد یار،             رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.

می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار،              دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست.

من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست،            وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست.

باقی این غزل را ای مطرب ظریف،             زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست.

بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق،                من هدهدم، حضور سلیمانم آرزوست.

مولوی

+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388ساعت 13:24  توسط اهورا  | 

پاکی، عشق و خدمت، جان کلام زندگی روحانی است...

فال میلاد ... :

 

مدتي شد كآتش سوداي او در جان ماست،

وين تمنا بين كه دايم در دل ويران ماست.

 

مَردُم ِ چشمم به خوناب جگر غرقند از آنك؛

چشمه ي مِــهر رُخش در سينه ي نالان ماست.

 

آب حيوان قطره اي ز آن لعل همچون شكـٌر است،

قرص خور عكسي ز روي آن مه تابان ماست.

 

تا "نــَـفـَـخـتُ فـيـهِ مِـن روحي" شنيدم شد يقين؛

بر من اين معني كه: ما زآن وي و او زآن ماست.

 

هر دلي را اطلاعي نيست بر اسرار عشق،

محرم اين سِـرّ معني دارِ، علوي جان ماست.

 

چند گويي اي مذكِر شرح دين؟ خاموش باش،

دين ما در هر دو عالم صحبت جانان ماست.

 

حافظا تا روز آخر شكر اين نعمت گزار،

‌ كآن صنم از روز اول داروي درمان ماست...

 

***

 

شاهد:

 

امروز شاه انجمن دلبران يكي است،

دلبر اگر هزار بود، دل بر آن، يكي است.

 

من بهر آن يكي، دل و دين داده ام به باد،

عيبم مكن، كه حاصل هر دو جهان يكي است.

 

سوداييان عالم پندار را بگوي،

سرمايه كم كنيد، كه سود و زيان يكي است...

 

خلقي زبان به دعوي عشقش گشاده اند،

اي من غلام آنكه دلش با زبان يكي است.

 

حافظ بر آستانه ي دولت نهاده سر،

دولت در آن سر است كه با آستان يكي است.

 

 سپاس برای هدیه ی پاک زیستن که عشق و محبت و دوستی و اُنس را بارمغان آورد...

سپاس که تو بودی، هستی و خواهی بود.. و شرمسار که در غفلت بودم و بسر میبرم و متزلزلم...

 

پاکی، عشق و خدمت، جان کلام زندگی روحانی است...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 1:27  توسط اهورا  | 

گوشه یی از احساس فروغ _ بدون شرح...

بدون شرح...

 

فروغ فرخزاد

 

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،            هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ايم.

زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش،        پنهان ز ديدگان خدا، می نخورده ايم.

 

پيشانی ار ز داغ گناهی سيه شود،            بهتر ز داغ مهر نماز از سر ريا.

نام خدا نبردن از آن به كه زير لب،            بهر فريب خلق بگوئی خدا خدا.

 

ما را چه غم كه شيخ شبی در میان جمع،          بر رویمان ببست به شادی در بهشت.

او می گشايد او، كه به لطف و صفای خويش،      گویی كه خاك طينت ما را ز غم سرشت.

 

توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشـُست،            كوهيم و در میانه ی دريا نشسته ايم.

چون سينه جای گوهر يكتای راستيست؛              زين رو بموج حادثه تنها نشسته ايم.

 

مائيم ... ما كه طعنه ی زاهد شنيده ايم،               مائيم ... ما كه جامه ی تقوی دريده ايم؛

زيرا درون جامه بجز پيكر فريب؛                      زين هاديان راه حقيقت، نديده ايم!

 

آن آتشی كه در دل ما شعله می كشيد،           گر در میان دامن شيخ اوفتاده بود؛

ديگر بما كه سوخته ايم از شرار عشق،          نام گناهكاره رسوا! نداده بود.

 

بگذار تا به طعنه بگويند مردمان،                  در گوش هم حكايت عشق مدام! ما:

"هرگز نمیرد آنكه دلش زنده شد بعشق           ثبت است در جريده عالم دوام ما"

 

فروغ فرخزاد

 


بخشی از این شعر توسط استاد اکبر گلپایگانی در یک بزم، آواز شده است. در لینک زیر دریافت کنید:

من عاشق خدایم_گلپا

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 12:40  توسط اهورا  | 

پیش قدمت مردن خوشتر که به هجرانت...

.....

چنان به پای تو در مردن آرزومندم      که زندگانی خویشم چنان هوس نکند...

...

 

مرگ اگر مرد است گو آ پیش من              تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

من  ز او جانی سـتـانـم جـــاودان              او ز مـن دلقی ستاند رنگ رنگ

 

زندگانی چیست مردن پیش دوست         کاین گروه زندگان دل مرده‌اند

عاشقان را کشته می‌بینند خلق          بشنو از سعدی که جان پرورده‌اند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 18:36  توسط اهورا  | 

شبان مهربان...

شبان مهربان و دلسوز... بابامسيح

اي تمام كساني كه زير يوغ سنگين زحمت مي كشيد، نزد من آييد و من به شما ارامش خواهم داد.

يوغ مرا به دوش بكشيد و بگذاريد من شما را تعليم دهم، چون من مهربان و فروتن هستم، و به جانهاي شما راحتي خواهم بخشيد زيرا باري كه من بر دوش شما مي گذارم، سبك است.

عيسي مسيح

من  شبان  خوب  و دلسوزم . شبان  خوب  از جان  خود مي گذرد تا گوسفندان  را از چنگال  گرگها نجات  دهد.

من  شبان خوب و مهربانم و گوسفندانم را مي شناسم و آنها نيز مرا مي شناسند. درست  همانطور كه پدرم مرا مي شناسد و من او را مي شناسم. من جان خود را در راه گوسفندان  فدا مي كنم . من در آغلهاي ديگر نيز گوسفنداني دارم؛ آنها را نيز بايد بياورم. آنگاه به صداي  من توجه كرده، همه با هم يك گله خواهند شد و يك شبان خواهند داشت.

مسيح دوستت دارم



در تورات آسماني خداوند فرموده است:

من گوشت قرباني و هداياي شما را نميخواهم. آنچه از شما ميخواهم اين است كه رحم و محبت داشته باشيد.

تورات

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 22:23  توسط اهورا  | 

سخنانی از حضرت محمد براي حال و روز امروزها

 

سخنانی از حضرت محمد انتخاب شده تا شاید قلبها را از ظلم و فساد بشوید و ذهن و دل را آماده ی عمل به نیكی كند نه ظلم و تعدی و زور بر بي پناهان و مظلومان.. كسانی كه ظلم و تعدی و زور بر مردم را تایید می كنند خود نیز شامل احادیث حضرت می شوند. چون حضرت محمد فرمود:

  كسی كه ظلمی را حتی ندیده باشد و شركتی در آن نداشته باشد اما آن را تایید كند، در آن ظلم كردن شریك است و كسی كه كار بدی را میبیند و از آن بیزار است خداوند دل او را از بدیها می پوشاند و بیزار میكند.

 نوش جان قلبهای عاشقان حقیقت و طریقت و عاشقان به معشوق ازلی:

 

*** آفت دین سه چیز است: دانای بد كار وپیشوای ستم كار و مجتهد نادان

*** نشان منافق سه چیز است : سخن به دروغ گوید ، از وعده تخلف كند و در امانت خیانت نماید.  

*** منفور ترین بندگان در پیش خدا كسش است كه جامه ی او جامه ی پیامبران باشد و كار وی كار ستمگران

*** خوارترین مردم كسی است كه مردم را خوار شمارد.  

*** وقتی مسلمانی به روی برادر خود شمشیر كشد ، فرشتگان او را لعنت كنند تا هنگامی كه شمشیر را در غلاف كند. 

*** چهار كس را خداوند دشمن دارد : فروشنده قسم خور ، فقیر متكبر و پیر زنا كار و پیشوای ستمگر. 

*** بهترین ایمان آنستکه مردم از تو در امان باشند و بهترین اسلام آنست که مردم از دست و زبان تو بسلامت مانند.  

*** خشم خدا بر آنكه فكر میكند ملك ملكان است بسیار سخت است، ملكی جز خدا نیست. 

 

  پس اگر پیشوای خطاكار و یا مجتهد نادان و زورگو هستی و یا حتی از پیروان این دسته هستی، قلب خود را نرم كن و لحظه ای با خود با صداقت و این كلامهای آسمانی خلوت كن... اگر بر تو تاثیر كرد خوشا به سعادتت و بهشت حقیقی (یعنی رضای خدا) را دریافتی و اگر بر تو تاثیر نكرد همان آیه های قرآن سوره ی بقره است است كه میگوید:

 كرند و گنگند و كورند و هیچ فهم نمیكنند...

  و

  بر دلهایشان مـُـهر زده شده تا كلام خدا را درك نكنند.

هر كس در جهان راه و روش و ماموريتي در زندگي خوشي دارد و به قول پير عريان و مهربانم:

 هركسي را بهر كاري ساختند           مهر آن را در دلش انداختند

پس يك راهرو با تغيير جو و شرايط رنگ عوض نميكند و هرچند احساسات او مورد تهاجم و غليان قرار گيرد دست خود را از راه راستي و اطاعت و تسليم و رضا بر نميدارد. برخي بايد بجنگند و كشته شوند و شكنجه ببينند و يا پيروز شوند و انقلابها كنند كه بنا به نيت خود كه دنبال نفع شخصي باشند يا نه نتيجه ي آن را ميبينند و شايد دنيا به آنها عطا شود (كه بد به حالشان) و شايد هيچ نستانند (كه نيكوتر است) اما راهرو نميتواند و چنين اجازه هايي ندارد. براي همين است كه هم آزاديخواهان و هم مستكبران آنها را ميرانند و رهروان جايي جز پناه خدا ندارند. اما هيچكس نميداند كه براي راهرو مردن و نيستي و شكنجه و عذابها بسيار آسانتر از آن است كه شاهد اين باشد كه با مظلوماني چنين كنند و وي اجازه ي كاري يا دخالتي نداشته باشد و سر در گريبان بگيرد و حتي  بغض خود را با خداي خويش هم تقسيم نتواند كند.. زيرا راهرو حقيقي از شكايت و گله به درگاه خدا هميشه شرمگين مي شود.

در اينباره كلامي مقدس و آسماني باز از حضرت محمد كه عاشقان و راهروان طريقت را دعوت به خلوت گزيني در شرايطي اينچنيني مي كند بيان مي شود:

وقتي ديدي كه مردم پيمان هايشان سست شده و امانتشان سبكي گرفته و چنين شده اند – وانگشتان خود را از هم باز كرد در خانه خود بنشين و زبان خويش را نگهدار و آنچه را مي شناسي بگير و آنچه را نمي شناسي رها كن، به كار خويش مشغول باش و از كار مردم كناره گير.

 

مدینه حضرت محمد

حضرت علي

 

آنان که شمشیر کشیده و شر و فسادشان را آشکار کرده اند، لشکر های پیاده و سواره ی خود را گردآورده و خود، آماده ی کشتار دیگرانند؛

دین را برای بدست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رئیس و فرمانده گروهی شوند یا به منبری فرا رفته خطبه بخوانند!

چه بد تجارتی که دنیا را بهای جان خود بدانی و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمایی.

امیر المومنین(ع)-نهج البلاغه-خطبه ی32

 

خاك پای مقدست هستم یا پیامبر محبت كه تو و همه ي اوليا و انبيا به حق، تجلی خدا بودید و در قلبها زنده؛ اهورا...

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 12:13  توسط اهورا  | 

علماي ديني رياكار

 

انجیل متی

عيسي مسيح

مسیح مقدس:


وای به حال شما ای علمای دینی و فریسیان ریاكار! شما حتی ده یك محصول نعنا و شوید و زیره باغچه تان را زكات میدهید، اما از طرف دیگر مهمترین احكام خدا را كه  نیكویی، گذشت و صداقت است فراموش كرده اید. ...

ای عصاكش های كور، كه پشه را از صافی می گذرانید ولی شتر را می بلعید!

وای به حال شما ای علمای دینی ریاكار! چون شما بیرون ظرف را آنقدر تمیز میكنید تا بدرخشد، ولی داخل ظرف از كثافات ظلم و طمع پر است. ای فریسی های كور، اول داخل ظرف را تمیز كنید تا بیرون ظرف هم پاك شود.


وای به حال شما ای علمای دینی ریاكار! شما مانند قبرهای سفید شده ای هستید كه ظاهری زیبا دارند اما داخل آن پر از استخوانهای مردگان و كثافات! شما می كوشید خود را دیندار جلوه دهید، ولی در زیر عبای مقدستان، دلهایی دارید پر از ریاكاری و گناه.

وای به حالتان ای علمای دینی ریاكار! شما براي پيامبران كه اجدادتان آنها را كشتند، با دست خود بناي يادبود مي سازيد، و قبر مقدسيني كه به دست آنان كشته شدند، تزيين ميكنيد و ميگويد اگر ما جاي اجدادمان بوديم آنها را نمي كشتيم.

اما با اين گفته به زبان خود اعلام ميكنيد كه فرزندان قاتلان انبياء هستيد. شما قدم به قدم از آنها پيروي ميكنيد؛ شما در اعمال بد از آنها پيشي گرفته ايد. ای مارهای خوش خط و خال چگونه میتوانید از مجازات جهنم جان سالم بدر ببرید؟

من انبياء و مردان حكيم و روحاني را بسوي شما مي فرستم، و شما بعضي را به دار خواهيد كشيد و بعضي را در عبادتگاه هاي خود زير ضربه هاي شلاق گرفته، شهر به شهر آواره خواهيد كرد. به اين ترتيب، خون مردم بي گناهي كه شهيد شده اند، به گردن شما خواهد بود ...

عيسي مسيح مقدس

_____________________________

 

فدای كلام قدسی و آسمانی تو، حضرت محمد و پیامبران و اولياء اعظم كبریا كه حقایق را مو به مو بيان كرده و اشكار كرده ايد. براي آن عصر و هم اين عصر..

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 18:54  توسط اهورا  |